تبلیغات
persiangulf-sports - ماستنگ خونخوار علیه کاماروی قاتل

منو اصلی

آرشیو مطالب

لینک دوستان

ماستنگ خونخوار علیه کاماروی قاتل

[ نظرات ]

نویسنده : mohamad | دسته: | تاریخ ارسال : شنبه 11 شهریور 1391



ماستنگ خونخوار و کاماروی قاتل. جنگ غول‌ها برای کنترل خیابان. دیگر بار، جدال بی‌نظیرترین عضلانی‌های آمریکایی را به تماشا می‌نشینیم. پرقدرت‌هایی که به نسبت کارایی‌اشان هنوز هم قیمت مقرون به صرفه‌ای دارند. قیمت پایه کامارو ZL1 580 اسب‌بخاری و ماستنگ شلبی GT500 با 662 اسب‌بخار قدرت در حالی کمتر از رقبای آلمانی و ایتالیایی است که خروجی‌شان به مراتب بیشتر ثبت می‌شود. این‌ها فقط دو خودرو با لاستیک‌های دودزا نیستند. این‌ها ماحصل ساعت‌ها تحقیق و مهندسی‌های فراوان هستند. آمده‌اند که نسبت به نمونه استاندارد خود تفاوت فاحشی داشته باشند. آمده‌اند تا با نمایش خارق‌العاده روی پیست علاوه بر راننده، بیننده را نیز میخکوب کنند.



کامپیوتر و چیپ‌های به کار رفته در این دو، کار را برای شیطنت بیشتر، راحت می‌کند. یعنی برعکس دیگر سوپر اسپرت‌ها که سواریشان فانتزی است و با یک On یا Off کردن، هر کسی می‌تواند ادعای راننده بودن کند. قطعات و ملزومات الکترونیکی در این خودروها نامحسوس هستند. این قطعات نمی‌توانند هنر رانندگی را تزریق کنند یا بیافرینند. به همین خاطر است که هنوز هم زوج کامارو-ماستنگ در کارزار عضلانی‌ها بی‌رقیب باقی مانده‌اند. روی کاغذ اعداد و ارقام سر به فلک می‌زنند. باید دید روی آسفالت چگونه عمل می‌کنند. باید آن‌ها را در دنیای واقعی محک زد. پس لوازم تست خود را از کیف‌هایمان بیرون می‌کشیم. شتاب‌سنج و سرعت‌سنج‌ها را درست سر جایشان قرار می‌دهیم و از بهترین تسترهایمان دعوت می‌کنیم تا وارد قفس شیر شوند. پس پیش از آنکه از نتیجه به دست آمده سوگواری کنید، یا اینکه خود را پیشاپیش مفتخر بدانید، گام به گام با تست میدانی ما همراه شوید.
2013 Ford Mustang Shelby GT500 
فورد با همکاری شلبی، GT500 را ارزان‌ترین V8 (هشت سیلندر خورجینی) دنیا ساختند. تصور کنید 662 اسب‌بخار نیرو و 631 پوندفوت گشتاور را که فقط 54 هزار و 995 دلار قیمت دارد. خسته از پیشرانه تکراری 5.8 لیتری همیشگی که حتی روی نمونه GT هم نصب می‌شد، فورد این بار سراغ سوپرشارژرهای شرکت Eaton رفت تا به کمک آن بتواند پیستون‌هایش را تبدیل به دیگی از آتش سوزان کند.
با نصب سوپرشارژرهای جدید، سرسیلندرها نیز نیاز به تعویض فوری داشتند. میل‌سوپاپ قدیمی نیز دیگر یارای تحمل این رفت و برگشت مرگبار را نداشت. همه این‌ها که عوض شدند کل بلوک پیشرانه تمهید جدید برای خنک شدن لازم داشت. بنابراین شلبی برای آن از یک اینترکولر جدید مدل 2013 بهره برد. مکانیزم روانسازی نیز با 10 لیتر روغن 5W50 صورت می‌پذیرد. نتیجه این اقدامات کاری کرد که ضریب تراکم از 8.4 بر یک به 9 بر یک برسد. فورد آرام آرام می‌خواهد شلبی جی‌تی 500 را به هدف قدیمی‌اش یعنی رسیدن به سرعت نهایی 360 کیلومتر در ساعت نزدیک کند.
با کمک بخش موتور اسپرت SVT یک پکیج تقویتی به قیمت 3495 دلار روی این محصول نصب شد. پکیجی که علاوه بر بهینه کردن کارایی جعبه‌دنده، وضعیت سیستم LSD (محدودکننده لغزش دیفرانسیل) را نیز بهبود می‌بخشید. برای این ماستنگ چرخ‌های یک‌دست مشکی در نظر گرفته شده است. باله‌های منعطف، کمک‌فنرهایی از برند Bilstein  و آنتی‌رول‌بارها به افزایش چشم‌گیر فعالیت سیستم تعلیق منجر شده است.

با پرداخت 2995 دلار هزینه اضافی می‌توان پکیج مخصوص گرماگریزی SVT را خرید. پکیجی شامل کولر پیشرانه، پمپ روغن و جعبه‌دنده و حتی دیفرنسیال. صندلی‌های اسپرت Ricaro نیز که 1595 دلار می‌ارزیدند حس بی‌مانند مسابقه را القا می‌کرد. آنچه امروز در اختیار ما بود، یک ماستنگ منحصراً برای ریس بود. چرا که روی آن خبری از سانروف، سیستم نقشه‌خوان و گرم‌گن صندلی نبود. خیلی‌ها از یک ماسل آمریکایی توقع خواص جانوری ناآرام را دارند.
شلبی GT500 دقیقاً نظر آن‌ها را برآورده می‌کند. یک هیولای ماشینی. تعویض دنده با کمترین لرزش سر دنده و بیشترین تکان و کنده شدن کاپوت است. پدال بزرگ کلاچ این نکته را به راننده یادآور می‌شود که دنده‌ها مدام باید بالاتر بروند. این‌ها پدیده‌هایی هستند که روحیه جنگاوری را در راننده زنده می‌کنند. به همین خاطر است که این وسیله برای نوجوانان توصیه نمی‌شود. کافی است یک بار هم که شده از سیستم Launch Control (کنترل پرتاب) سود ببرید. دور موتور را تنظیم کنید، گاز بدهید حالا پا را ناگهان از روی کلاچ بردارید تا شاهد آزاد شدن یک موشک بر سطح زمین باشید.
کامپیوتری که به آن اشاره کردیم، اینجا به کار می‌آید. او خودش ترمز عقب را سر وقت رها می‌کند تا بدون هرزگردی پیشرانه تمام گشتاور خود را منتقل کند. این حس به قدری رویایی است که اگر حتی برگه اخراجی در دستتان باشد باز هم تا سر حد مرگ هیجان‌زده می‌شوید. جالب است با خاموش کردن این سیستم، جی‌تی 500 به طرز باورنکردنی رام‌شدنی به نظر می‌رسد. در حالی که با فعال کردن لانچ کنترل شتاب اولیه ابرخودرو Ford GT تکرار می‌شود. اما به راستی این همه شور و هیجان نیاز است؟ غیر از اتوبان، در مسافت‌های داخل شهری این ماستنگ قدری آزاردهنده است. سر و صدای پیشرانه در سرعت‌های پایین، گوش‌نواز نیست. اگزوزها نیز در ترافیک نمی‌توانند آن جذابیت همیشگی خود را داشته باشند و شاید مهم‌تر از همه، سیستم تعلیق خشک و تمام اسپرت آن است که پیمایش‌های درون‌شهری را برای راننده زهر می‌کند. بالا و پایین‌های متداوم آرامش راننده را به کلی از بین می‌برد. در این یک گزینه کیفیت سواری کامارو به مراتب بالاتر است. هندلینگ مدل 2013 ماستنگ شلبی GT500 درست همان مشکلی را دارد که در مدل‌های قبلی دیده بودیم.
فرمان‌پذیری‌اش دقیق و گوش به زنگ راننده است. ولی راننده هیچ اطلاعی از چگونگی کرگت چرخ‌های جلو ندارد. به عبارت دیگر چرخ‌های محور جلو ساز خود را می‌زنند. این وضعیت در سرعت‌های بالا شکل نامناسبی به خود می‌گیرد. راننده مجبور است برای کنترل سر این اسب سرکش، مدام ترمزگیری کند. مشکلات ترمزگیری پشت سر هم مانند داغ شدن و مستهلک شدن کاری کرد تا فورد مجبور شود از دیسک‌های 15 اینچی Brembo که قیمت بالایی هم دارند، استفاده کند.
پیچ‌های تند و تیز پیست Grattan چالش خوبی برای سیستم تعلیق، فنربندی و انتقال قدرت فورد محبوب تلقی می‌شود. اگرچه این خودرو هنگام ورود به پیچ با عدم تعادل و ناپایداری مواجه بود ولی از سوی دیگر به محض خروج از پیست و با راست شدن فرمان، دوباره آن حس کنده شدن سراغتان می‌آید. درست در لحظه چرخ فرمان درست زمانی که نیروی گریز از مرکز در حال افزایش است، راننده کمی از فرمان دور می‌شود ولی بعد از آن افتادن در مسیر مستقیم حالا وقت تأثیر نیروی شتاب گرانش است تا به نحوی دیگر روی ستون فقرات راننده و سرنشین تاثیرگذار باشد.
نکته عجیبی در حین تست این خودرو مشاهده شد. بعد از سه دور پرقدرت و پرزور با این ماستنگ، ناگهان آمپر دمای روغن آن، نزدیک به منطقه زرد شد. پس از سال‌ها ساخت و ساز انواع و اقسام شلبی‌ها باز هم باید به این نتیجه رسید که قدرت این شلبی با عظمت تمام است ولی بیشتر از آنکه بتواند در مسابقات سرعت روی پیست موفق شود، باید شانس خود را در رقابت‌های شتاب درگ بیازماید.

2013 Chevrolet Camaro ZL1
آنچه شِوی (شورولت) ماه‌ها برایش زمان صرف کرد و هزاران دلار برایش هزینه، قرار شد که قوی‌ترین کاماروی تاریخ شود. در اولین نگاه از نظر عدد و رقم مقابل شلبی حرفی برای گفتن ندارد. 82 اسب‌بخار اختلاف نیرو در یک چنین مبارزه‌ای اصلاً قابل جبران نیست. این در حالی است که حجم پیشرانه‌اش از رقیب بیشتر هم شده است.
مدیریت جنرال موتورز به عنوان مالک شورولت درباره این مدل تصمیم گرفته است که تا جایی که می‌شده از سیستم کولرهای آب‌خنک استفاده شود. شاید به همین خاطر بوده که تنفس این خودرو قدری کند و قدرت خروجی‌اش کمتر است. روی مسیر مستقیم تنها در دهه 60 میلادی بود که شورولت می‌توانست از فورد پیشی بگیرد. حالا با گذشت این چند سال همه‌چیز تغییر کرده و حالا این کامارو است که در پیچ‌ها موفق‌تر ظاهر می‌شود. بهتر ترمز می‌کند. سریع‌تر می‌ایستد و لذت سواری‌اش در کل بهتر است. مشکل بزرگی که کامارو ZL1 و شلبی GT500 هر دو از آن رنج می‌برند، بحث تایر است.
آنچه آنها به عنوان کفش خود انتخاب کرده‌اند در صورت خنک شدن، هرگز کارایی قدیم خود را ندارد. در این حال، شورولت است که می‌تواند با تحرک مناسب بین دو محور، تایرهایش را زودتر گرم کند و از چسبندگی بهتری برخوردار شود. آنچه این کامارو را نسبت به رقیب برتر می‌کند، سیستم لانچ کنترل ابداعی شورولت روی آن است. فورد رقیب تنها از یک فرمت روشن و یا خاموش بهره می‌برد. ولی کامارو از پنج متد شلیک استفاده می‌کند. هر یک از گزینه‌ها میزان سختی فنرها، سرعت تعویض‌دنده‌ها و حساسیت فرمان‌گیری را تغییر می‌دهد. به همین خاطر این خودرو می‌تواند باب میل تمام سلیقه‌ها رفتار کند. در حقیقت آنطور که صاحبش می‌خواهد، سواری می‌دهد. این برتری را در تست‌های پیشین که کامارو SS را مقابل ماستنگ GT قرار دادیم نیز مشاهده کردید. اساساً شورولت برای لذت رانندگی بیشتر احترام قائل است. به لطف توزیع وزن استادانه، جرم سنگین خودرو هنگام پیچیدن اصلاً مشکل‌ساز نمی‌شود. کلاچ بسیار نرم و مسیر رفت و برگشت کوتاهی دارد. چه خوب چه بد، کامارو سر و صدای خاصی ندارد. البته در دور موتورهای بالا می‌توان غرش پیشرانه را شنید. شاید توان و خروجی‌اش کمتر از رقیب باشد ولی یک شخص بی‌طرف را بیشتر به سمت خود می‌کشد. این اتفاق در پیست گراتان بارها رخ داد.

...

نگاهی به پورشه 911

در سراسر جهان خواندنی ها در مورد گران ترین و سریع ترین اتوبمیل های جهان از دیر باز از اهمیت فراوانی برخوردار است. پورشه Cabriolet turbo 911 بر خلاف دیگر خودروها نیازی به توقف ودرگیر سازی ترمز دستی نمی باشد و امکان باز و بسته شدن کردن سقف با سرعت کمتر از50 کیلومتر در ساعت را دارا میاشد. قبل از پرداختن به جزئیات آخرین مدل پورشه 911 در زمان 4 ثانیه سرعت را از 0 به رقم 100 کیلومتر در ساعت میرساند و حداکثر سرعت در پورشه 911 به میزان 300 کیلومتر در ساعت می باشد که حاکی از توان بالای این خودرو می باشد .

Theme Design By BlueTheme.Ir